بس كه هي اسمتو بردم بس كه از فكر تو مردم بس كه گفتم كه خدايا خودمو من به تو سپردم
صبح تا شب اين شده كارم جزتو هيچ كاري ندارنم همه ارزوم همينه كه تو دنيا تورو دارم
هرچي دارم من از تو دارم تو همه دار و ندارم ديگه جوري شده امروز كه تورو شعرميارم
88/02/10 توسط محمد |
(محمد هستم متولد29/4/1364 از مشهد مقدس ) نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گرازخاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلو یم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ وبازیگوش واو یک ریز وپی درپی دم گرم خودش را درگلویم بفشارد وخواب خفتگان خفته رااشفته سازد بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را